خواسته شرم‌آور پدر معتاد از دختر خود :: Kermanema.com :: پایگاه اطلاع رسانی کرمان ما
مرد آمریکایی سر پسر معلولش را برید
دستگیری ناصر سوزوکی، عامل شهادت مامور آگاهی
عدم شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات، مانعی برای وحدت اصول‌گرایان
سود میلیاردی مهر و تسبیح چینی
مهدی خزعلی با قید وثیقه آزاد شد
مصطفی زمانی در برابر میترا حجار +تصاویر
تور مجلس‌گردی برای جذب رای
داوود احمدی‌نژاد از دولت رفتنی شد
فارس و کیهان عکس درگیری مسابقات فوتبال در انگلیس را به عنوان "سرکوب تظاهرات مردم در انگلیس" منتشر کردند!
هند: مشکل بدهی به ایران حل شد
استفاده از زنان انتحاری +عکس
محسن هاشمی:سرلیست کارگزاران نیستم
اصلاحات در 15 روز یا حمله نظامی به سوریه!
آماده باش ارتش ترکیه در مرز سوریه
ایران فرد شماره دو "پ.ك.ك " را دستگیر کرد
ویژه نامه «ایران» چادر را زیر سوال برد! / چادر چهره زن را قاب می‌کند! + تکمیلی
سقوط آزاد با تریلی + تصویر
تعطیلی شرکتهای ایرانی در کردستان عراق
هتل مخصوص طلاق هم ساخته شد
علت عصبانیت در مردان کشف شد
توقف صادرات ايران به آمريکا
افزایش 8 درصدی کلاهبرداری در کشور
هفته نامه نقش جهان منتشر شد
سریعترین دوچرخه جهان +عکس
توافق آمریکا و ترکیه بر سر کناره‌گیری بشار اسد
دستگیری مدیر صفحه "جنگ تفنگ آب‌پاش"
انتقاد همسر شهید رجایی از شبیه‌سازی​های امروزی با همسرش
اعتراض وكیل فائزه‌هاشمی به دادگاه
اختلافات اصولگرایان جدی است با جنگ زرگری تطبیق ندارد
سیمرغ افسانه‌ای وجود داشته است! + تصویر
 


به روز شده در:     شنبه 13 شهريور 1389 - 23:19
خواسته شرم‌آور پدر معتاد از دختر خود


كرمان ما :  دختر 15 ساله که با پدرش گدایی می‌کرد پس از ازدواج با یک فروشنده ضایعات و خورده‌نان به خاطر مزاحمت پدر خود به دایره اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد مراجعه و از پدر خود شکایت کرد.

به گزارش روزنامه وطن امروز، این دختر شکایت خود را چنین شروع کرد: «یونس دست‌بردار نبود و عاقبت او و مادرش مرا در حالی که همراه پدرم مشغول گدایی بودیم در کنار خیابان خواستگاری کردند و پدرم با خوشحالی جواب بله را گفت و همان شب نیز من و یونس با هم نامزد شدیم.»

وی که در حال حاضر در خانه شوهر با 3 برادر و 2خواهر همسرش زندگی می‌کند ادامه داد: «پدرم اجازه نمی‌دهد آب خوش از گلویم پایین برود و هر روز برای‌مان ایجاد مزاحمت می‌کند. او چند سال پیش به دام موادمخدر افتاد و مادرم را نیز به دلیل تزریق موادمخدر جان خودش را از دست داد و پدرم که با این مصیبت خودش را شکست‌خورده می‌دید کارش را رها کرد و در کمتر از 10 سال تمام دار‌ و ندارمان را فروخت و دود کرد و به هوا داد.»

شاکی با اعلام اینکه پدرش هر روز به جلوی خانه پدرشوهرش می‌آید و با ایجاد مزاحمت، مقداری پول می‌گیرد گفت: «چند روز پیش با اصرار از من خواست به خانه یکی از دوستانش بروم و من هم قبول کرده همراه او رفتم؛ در آنجا وقتی متوجه شدم در ازای تحویل مقداری موادمخدر و برای مقاصد غیراخلاقی من بیچاره را به آنجا کشانده است، اشکم درآمد و فرار کردم.»


چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:       
:             
:        
:  


 

copyright 2010 - kermanema.com