يك عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز مقصد اصلاحطلبان را پيروزي در انتخابات و اجراي برنامههاي بر جاي مانده از دوره مديريتي اصلاحطلبان و يا برنامههايي كه با مطالبات امروز جامعه همخواني داشته باشد برشمرد و شرط تحقق آن را علاوه بر رعايت مسايل مربوط به برگزاري مطلوب انتخابات توسط مجريان و ناظران، وجود رسانهاي بي طرف به منظور ايجاد نوعي پل ارتباطي ميان جريان اصلاحطلب و توده مردم عنوان كرد.
شرايط وحدت اصلاحطلبان
حجتالاسلام والمسلمين سيدعبدالواحد موسويلاري در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در تشريح ديدگاه خود درباره محورهاي وحدت اصلاحطلبان درانتخابات آينده اظهار كرد: جريان اصلاحطلبي مانند جريان اصولگرايي با سلايق مختلفي همراه است اما ويژگيهاي مهمي آن را از رقيب خود متمايز ميكند؛ اعتقاد به نگاهي نو و چارهانديشي برنامه محور براي اداره كشور، اصلاح از درون و تكيه بر اصلاح رفتارها و روشها با حفظ چارچوبهاي نظام. لذا شرط اول براي تحقق اهداف و خواستههاي اين طيف، اصلاحطلبي و نيز اتحاد و سامان دادن يك حركت جمعي است.
اصلاحطلبان بايد به زبان مشترك برسند
وي همچنين " اكتفا به حداقلها و پذيرش يكديگر" را از پيششرطهاي وحدت اصلاحطلبان برشمرد و ادامه داد: اگر اصلاحطلبان بخواهند به نتيجه برسند، بايد يكديگر را تحمل كنند و به زبان مشترك ـ كه مكمل همه پيشنيازها و پيش شرطهاي وحدت اصلاحطلبان است ـ برسند. به اين معنا كه درك مشتركي از مطالبات و خواستههاي مردم داشته باشند و سخنانشان مبين مكنونات دروني آحاد جامعه باشد، تودههاي مردم را در كنار روشنفكران با خود همراه كنند و اگر اين محورها مورد توجه اصلاحطلبان قرار بگيرد، قاعدتا بستر مناسب براي رسيدن به وحدت ميان آنها فراهم خواهد شد.
وي تاكيد كرد: تجربياتي كه پشت سر گذاشتهايم و چالشهايي كه پيشرو داريم بر مجموعه كنشگران، فعالان و تاثيرگذاران جريان اصلاحطلب اين وظيفه را ايجاب ميكند كه با تكيه بر محورهايي كه به عنوان پيش شرطهاي وحدت برشمرده شد، راه اصلاحطلبي را ادامه دهند.
اصلاحطلبان تجربه تلخ گذشته را تكرار نكنند
اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز با اشاره به تعدد كانديداي اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم يادآور شد: در دور گذشته انتخابات رياست جمهوري، اصلاحطلبان به جاي آنكه مكمل يكديگر باشند به رقابت نسبتا روشن و صريحي با هم پرداختند و عليرغم آنكه سرجمع آراء اصلاحطلبان در آن انتخابات بيشتر از سرجمع آرا اصولگرايان بود، به دليل فقدان كانديدا ، مشي واحد براي تحقق مطالبات ، بداخلاقيها و تخريبهاي برخي در جريان رقيب و عملكرد نامطلوب رسانه ملي نتوانستند پيروز شوند.
وي با انتقاد شديد از عدم انسجام دروني اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم، شرايط امروز جامعه و وضعيت نابسامان اقتصادي را نتيجه آن عدم انسجام دانست.
لاري با تاكيد بر اينكه " اصلاحطلبان بايد تلاش كنند، با رسيدن به وحدت، تجربه تلخ گذشته را بار ديگر تكرار نكنند" گفت: اصلاحطلبان همچنين بايد از موضع حق از متوليان امور بخواهند كه برخي تجربيات تلخ در انتخابات مجلس هشتم و خصوصا دور سوم شوراهاي شهر و روستا تكرار نشود. دو تجربه ناهمگونيها و حركت غيربرنامهاي در انتخابات رياست جمهوري نهم و شيوه برگزاري انتخابات مجلس هشتم بايد مورد توجه اصلاحطلبان باشد و از آنها درس بگيرند.
اصلاحطلبان چالشهاي پيشرو را در نظر بگيرند
موسويلاري توجه به چالشهاي پيشروي اصلاحطلبان را نيز مورد تاكيد قرار داد و تصريح كرد: مهمترين نكته اصلاحطلبان اين است كه با كدام امكان ميخواهند وارد عرصه رقابت انتخابات شوند؟ به باور من، افكار عمومي خواستار يك تحول جدي در اداره امور هستند و درحال حاضر انتظار دارند كه قطار مديريت كشور بر ريل برنامه، تكيه بر سند چشمانداز، برنامه توسعه چهارم و نيز سندهاي پايين دستي شامل بودجه سالانه و امثالهم حركت كند.
وي با تاكيد بر ضرورت مديريت برنامهاي از جمله مزاياي دولت اصلاحات قدرت برنامهريزي و استفاده بهينه از امكانات و تغيير مثبت نگاه بيروني به كشور عنوان كرد و خاطرنشان كرد كه اين نوع مديريت در كنار حركتهاي خوب و ايجابي عزت كشور ايران را در جهان تضمين ميكند.
وزير كشور در دولت گذشته ادامه داد: با توجه به شرايط موجود داخلي و خارجي، جريان اصلاحطلب بايد چالشهاي پيشرو و نوع امكانات براي تبليغات برخي كانديداها را در نظر بگيرد و با جاي پاي محكمي وارد عرصه رقابت شود و اصل قانونمندي را به عنوان اصلي خدشهناپذير براي حضور مورد توجه قرار دهد.
اين عضو مجمع روحانيون مبارز ابراز اميدواري كرد كه متوليان انتخابات، اعم از اجرايي و نظارتي تضمين روشني به جامعه و فعالان سياسي مبني بر رعايت كامل قانون بدهند.
وي خاطرنشان كرد: اصلاحطلبان قاعدتا بايد با استفاده از تجربيات گذشته در مورد يك كانديدا به توافق برسند و سپس به تدوين برنامهاي واحد پرداخته و وارد عرصه شوند. به نظر من اين امر دست يافتني است و اصلاحطلبان ميتوانند به توافق رسيده و بر مشكلات فائق آيند و چالشهاي پيشرو را با موفقيت پشت سر بگذارند.
پيدا كردن زبان مشترك با جامعه، هنر است
اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز همچنين درباره چگونگي تداوم ارتباط اجتماعي اصلاحطلبان گفت: جامعه ما به صورت كلي خواهان تحول و اصلاحات است و در واقع بايد گفت ماهيت اصلي آن اصلاحطلبي است و اصلاحطلبان در اين نقطه با كليت جامعه همراه هستند؛ لذا پيدا كردن زبان مشترك و ادبياتي كه بتواند آنان (جامعه و اصلاح طلبان) را به هم نزديك كند، هنر اصلاحطلبان است و در اين زمينه اصلاحطلبان براي انتخابات آينده بايد بدانند كه بخشي از جريان رقيب از حربههاي مختلفي براي پيروز كردن كانديداي خود و ناكام كردن جريان اصلاحطلبي استفاده ميكند و مطمئنا تخريبها و ذهنيتسازي در آستانه انتخابات آينده جديتر خواهد شد؛ بنابراين اصلاحطلبان بايد از هر ابزار رسانهاي كه در اختيار دارند، هرچند اندك، براي انتقال واقعياتي كه در متن اين جريان وجود دارد بپردازند و زبان مشترك را پيدا كنندن و فاصلهاي كه احيانا وجود دارد و يا توسط رقيب به آن ها دامن زده ميشود را كاهش دهند.
وي ادامه داد: اصلاحطلبان در عين حال بايد فاصله بين خواستها و مطالبات عمومي جامعه و رفتارهاي جريان نخبهگرا را كاهش دهند. درست است كه اكثر عناصر نخبه و تحصيلكردگان و كساني كه از سطح معلومات بالايي برخوردارند، مدافع جريان اصلاحطلبي هستند، اما اين جريان تنها به نخبگان محدود نميشود؛ بلكه علاوه بر نخبگان كه همدلانه با جريان اصلاحطلبي حركت ميكنند، گفتمان تعريف شده و مشخصي را بايد با تودههاي مردم داشته باشيم و هماهنگتر از گذشته با خواستها و مطالبات مردم حركت كنيم.
به كانديدايي كه مظهر همگرايي و وحدت باشد نيازمنديم
رييس شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاحطبان در انتخابات مجلس هشتم با بيان اينكه " اصلاحطلبان فرصتي براي معرفي چهرههاي كمتر شناخته شده ندارند" تاكيد كرد: اين جناح بايد دو كار را به موازات يكديگر پيش ببرند؛ يكي استفاده از امكان رسانهاي اندكي كه در اختيار دارند براي انتقال ديدگاهها و ايدهها و ديگري انتخاب فردي كه به صورت طبيعي امكان ايجاد موج انتخابات در جامعه و ارتباط عاطفي با توده مردم را داشته باشد و نيز مظهر همگرايي و وحدت جريان اصلاحطلبي باشد. البته كانديداهاي اصلاحطلب همگي جزو شخصيتهاي ارزشمند نظام هستند.
وي افزود: چنانچه اصلاحطلبان در فرصت محدودي كه دارند اين دو معيار را در نظر بگيرند، قاعدتا ميتوانند به وحدت برسند و با در نظر گرفتن اين نكته كه افكار عمومي، خواهان تحول و اصلاحات است، اين جريان به راحتي ميتواند پل ارتباطي بين خود و جامعه برقرار كند.
به عزم، روش و هدف واحد نيازمنديم
وي در تشريح جلسات همانديشي مجمع روحانيون مبارز با دبيران كل احزاب اصلاحطلب گفت: مجمع روحانيون مبارز به عنوان تشكل ديرپايي كه نقش ريش سفيدي و پيشكسوتي براي جريان اصلاحطلب دارد، معتقد است در اين دو سه سال اخير بعد از دولت اصلاحات وضعيت كشور به سمتي پيش رفته كه همه بايد براي عبور از اين شرايط دست به دست هم دهند. در اين راستا بايد جرياناتي كه به اصلاحات اعتقاد دارند دور هم جمع شده و با عزم، روش و هدف واحد به نتيجه برسند؛ لذا جلساتي در مجمع روحانيون مبارز با محوريت كميته سياسي و رياست آيتالله موسوي خوئينيها با احزاب و تشكلهاي عمده اصلاحطلب برگزار ميشود و خوشبختانه به نقطهنظرات خوبي جهت همگرايي رسيدهاند كه البته اين جلسات تداوم خواهد يافت.
براي معرفي كانديدا زماني مشخص نشده است
موسويلاري همچنين درباره مهلت احزاب اصلاحطلب براي معرفي كانديداي خود به جبهه اصلاحات اظهار كرد: اين موضوع كمابيش توسط دوستان در جبهه اصلاحات مطرح شده كه فرصت مشخصي براي رسيدن به وفاق نهايي تعيين شود، اما هنوز اين زمان تعيين نشده است.
وي خاطرنشان كرد: حدود 10 ماه تا انتخابات رياست جمهوري فرصت داريم و به نظر من در حال حاضر بايد به بحث دربارهِ برنامهها و مفاهيم كلي پرداخت و به جمعبندي نهايي رسيد. معرفي مصداق در چند ماه آينده نيز ممكن است، البته برخي از چهرههاي ما جهت معرفي به جامعه به عنوان كانديدا، نيازي به معرفي ندارند و مردم آنها را به خوبي ميشناسد.
«رعايت اخلاق در رقابت» به جاي «ائتلاف ملي»
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا در پاسخ به پرسشي درباره آنچه برخي از آن به عنوان «ائتلاف ملي» ياد ميكنند و چگونگي تحقق آن تاكيد كرد: «ائتلاف ملي» نشانگر درك متقابل و واحد كليه دلسوزان از طيف اصلاحطلب و اصولگرا و نگراني جدي آنها نسبت به برخي سياستهاست؛ به گونهاي كه حتي كمابيش توسط معتدلين جناح اصولگرا و البته جريان اصلاحطلب بهعنوان طيف منتقد نسبت به وضعيت موجود ابراز نگراني ميشود. در اين راستا عدهاي گمان ميكنند به دليل وجود دغدغههاي مشترك ميتوانيم با نوعي همدلي و همگرايي حركتي را سامان دهيم كه همه دلسوزان نظام در آن حضور يابند. در حقيقت بايد گفت كه اصل اين نظريه بد نيست،بلكه نشانگر ضرورت فعلي ادارهي جامعه است اما به نظر من ارائه كانديداي واحد از سوي اين دو طيف نه قابل تحقق است و نه ميتوان در پي آن بود، بلكه تنها ميتوانيم بر يك اصل متمركز باشيم و آن «رعايت اخلاق در رقابت» است و اينكه جريان اصولگرايي علاقهمند به آينده كشور و معتقد به اصلاح وضع موجود، بپذيرد كه رقيب آنها نيز همين دغدغه را دارد؛ لذا دست به تخريب وحذف رقيب نزند.
هدف رسيدن به نقطهنظرات واحد با برخي اصولگرايان است نه كانديداي واحد
اين عضو مجمع روحانيون مبارز در عين حال افزود: اصلاحطلبان نيز بايد بپذيرند كه ساختار جمهوري اسلامي و محتوي آن مورد حمايت مردم است و ما يك ميثاق ملي به نام قانون اساسي داريم كه بايد بر اساس آن كارها پيش برود و چنانچه فرد يا افرادي خارج از اين چارچوب بخواهند تحركاتي داشته باشند، اصلاحطلبان نبايد با آنها همراه شوند. البته عين اين موضوع براي اصولگرايان نيز صادق است. آنان نيز بايد تكليف خود را با كساني كه جمهوريت نظام وازآن طريق اسلاميت آن را مورد بيتوجهي قرارميدهند و از ابزارهاي شبه قانوني براي حذف رقيب خود بهره ميجويند روشن كنند.
وي با بيان اينكه " منافع ملي ما اقتضا ميكند كه كشور بر ريل برنامه و رعايت قوانين و مقررات حركت كند و در اين زمينه طيفهاي اصولگراي خردورز و اصلاحطلب دور انديش ميتوانند همراه شوند" ادامه داد: البته لزوما اين همگرايي به معناي ارايه كانديداي واحد نيست. هدف اصلي رسيدن به نقطهنظر واحد در برنامهها، جهتگيريهاست؛ بنابراين آنچه مطرح شده تنها اظهار نظرات افراد يا احزاب است و به باور من تمام اين اظهار نظرها وقتي در قالب ائتلاف اصلاحطلبان قرار بگيرد، قاعدتا به نقطه مشخصي ميرسند. ضمن آنكه درك مشترك اصلاحطلبان و برخي اصولگرايان از نابسامانيهاي مديريتي فعلي اين تلقي را ايجاد كرده كه ممكن است اين دو جريان، كانديداي واحد نيز ارايه دهند اما چنين برداشتي صحيح نيست.
كانديداي اصلاحطلبان قطعا با كانديداي جريان اصولگرا متفاوت است
موسوي لاري در پاسخ به اين پرسشي مبني بر اينكه آيا ممكن است اصلاحطلبان بر كانديداتوري شخصيتهايي همچون علي اكبر ولايتي شكل بگيرد؟ گفت:" كانديداي اصلاحطلبان قطعا با كانديداي جريان اصولگرا متفاوت خواهد بود" گفت: جريان اصلاحطلب در عين حال كه كانديداي خود را خواهد داشت اين تعهد را نيز دارد كه در فضايي آكنده از اخلاق وارد عرصه شود و طرح تخريب در كارنامه انتخاباتي جريان اصلاحطلبي جايي ندارد؛ لذا بايد گفت شخصيتهايي همچون آقاي ولايتي و امثال ايشان كه افراد محترمي هستند اما نميتوانند كانديداي جريان اصلاحطلب باشند.
طرح عدم ائتلاف اصلاحطلبان از آرزوهاي برخي رسانههاست
وي همچنين به پرسش ديگري دربارهي اخبار برخي رسانهها مبني بر احتمال عدم شكلگيري ائتلاف ميان اصلاحطلبان به دليل وجود تعدد كانديدا پاسخ داد: اصلا چنين موضوعي صحت ندارد و اين رسانهها تنها آرزوهاي خود را بيان ميكنند، مطرح شدن چهرههاي مختلف درجبهه اصلاحات، نشانگر وجود چهرههاي كارآمد و مفيد در اين جريان است اما در نهايت بر يك فرد به توافق خواهند رسيد و دغدغه اين رسانهها را ميتوان در سرمقاله يكي از روزنامهها كه در حقيقت تريبون جريان مقابل اصلاحات است مشاهده كرد. جالب اينجاست كه حتي بحث ردصلاحيت كانديداي مطرح اصلاحطلبان را از هماكنون مطرح كردهاند و بزرگان طيف اصولگرا قاعدتا بايد در اين زمينه پاسخگو باشند و دامن خود را از اين نوع نگاههاي ويرانگر كه ذهن جامعه را آلوده ميكند، پاك كنند و صريح و روشن توضيح دهند كه اين نظر اصولگرايان نيست، بلكه نظر يك فرد است و اگر سكوت كنند، معنايش اين است كه آنها نيز به دنبال حذف جريان اصلاحطلب هستند.
اصولگرايان دلسوز تكليف خود را جريانهاي مخرب روشن كنند
موسوي لاري در ادامه گفت و گوباخبرنگار سياسي ايسنا اظهار كرد: معتقدم در انتخابات رياست جمهوري آينده عليرغم اقدامات خلاف اخلاق برخي محافل، اصولگرايان دلسوز جامعه بايد تكليف خود را با اين جريان مخرب در برابر اعتماد عمومي روشن و در رقابتي صحيح با اصلاحطلبان شركت كنند{ در اينصورت ديگر موضوع هيزم تنور انتخابات شدن جريان اصلاح طلب «كان لم يكن» خواهد بود؛} البته من معتقدم كه امكان ندارد اين طيف از اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري آينده بتوانند از روشهاي گذشته به صورت كامل استفاده كنند.
اصلاحطلبان با دو گام به مقصد ميرسند
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا به بررسي اجمالي گامهاي اصلاحطلبان براي رسيدن به وحدت پرداخت و گفت: در مسيري كه اصلاحطلبان تا انتخابات رياست جمهوري دارند گام نخست رسيدن به وحدت حداقلي در درون، مشخص كردن مسير آينده، برنامههاي پيش رو، گام دوم مواجهه با چالشهاي پيش رو است كه با توجه به تجربيات فراوان اصلاحطلبان از بدو انقلاب تاكنون اين امر دست يافتني است؛ لذا اگر با تدبير حركت كنند، ميتوانند بر پارهاي از نارساييهايي كه در جريان برگزاري انتخابات ايجاد ميشود، فائق آيند و اين دو گام ميتواند اصلاحطلبان را به نقطه مقصد برساند.
وي نقطهي مقصد را پيروزي در انتخابات رقابتي و اجراي برنامههايي بر جاي مانده از دوره مديريتي اصلاحطلبان و يا برنامههايي كه با مطالبات امروز جامعه همخواني داشته باشد خواند و شرط تحقق آن را داشتن رسانه يا رسانههايي جهت ايجاد ايجاد نوعي پل ارتباطي ميان جريان اصلاحطلب و توده مردم عنوان كرد.
تعيين شعارهاي انتخاباتي بر اساس مطالبات دروني جامعه
وي درباره طرح شعارهاي انتخاباتي اصلاحطلبان پيرامون همين نطقه مقصد گفت: مواردي كه ذكر شد جزئيات شعار انتخاباتي اصلاحطلبان نخواهد بود، بلكه شعارهاي انتخاباتي قاعدتا بايد متناسب با مطالبات مردم پيگيري شود. در واقع انتظارات امروز مردم از جريان اصلاحطلب و يا هر جريان تحولخواهي كه بخواهد نابسامانيها را رفع كند، محورهاي شعارهاي انتخاباتي را مشخص ميكند؛ بنابراين آنچه به عنوان گامهاي اصلاحطلبان تا انتخابات ذكر شد، اصول پايه است و شعارهاي انتخاباتي پس از دريافت واقعي از مطالبات دروني جامعه تعيين خواهد شد. اصلاحطلبان هم براي ارائه يك برنامه مشخص و هم شعارهايي كه تابلوي واقعي عملكرد آنها باشد، برنامهريزي ميكنند.