وحید قرایی: 18تیر 1378 را می توان آغاز حرکتی دانست که هدف آن از بین بردن کارایی جنبش دانشجویی اصلاح طلب در ایران بود.
در آن روزها مجموعه دفتر تحکیم وحدت متشکل از تشکل های سیاسی اصلاح طلب دانشجویی به دلیل انسجام قابل توجه، و ارتباط گسترده با سایر اصلح طلبان توانایی این را داشت که در بسیاری از مسائل سیاسی آن زمان تاثیرگذاری فراوانی داشته باشند. در حقیقت این بخش از جنبش اصلاح طلب ایران در کنار مطبوعاتی که هنوز طعم تلخ توقیف های گسترده را نچشیده بودندبه عنوان سدی مستحکم در برابر تندروی های تمامیت خواهان که خواستشان متوقف کردن حرکت های اصلاح طلبانه بود قلمداد می شدند چه اینکه در میان مردم نیز این دو بخش تاثیرگذاری زیادی از خود نشان داده بودند.
پس دور از ذهن نبود که گروههای فشار به عنوان یک اهرم دارای تکیه گاههای قدرتمند در میان این تمامیت خواهان همواره به دنبال فرصتی برای کم اثر کردن این بعد جنبش اصلاحی باشند.
سرانجام نیز بهانه برای حمله فیزیکی گسترده به این جنبش با توقیف روزنامه سلام و اعتراض های دانشجویی بعد از آن فراهم شد و آن خشونت عریان دامن بسیاری از دانشجویان فعال سیاسی اصلاح طلب را گرفت.
سخنی به گزاف نیست که آن برخوردهای آن روزها اکنون نیز همچنان به صورت هایی دیگر ادامه دارد و موج فزاینده برخورد با دانشجویان برای این که هیچگاه به آن وضعیت مطلوب و تاثیر گذار خود نرسند به خوبی نشان دهنده این موضوع است.
اما با وضعیت فعلی آیا می توان راهی برای برون رفت از وضعیت فعلی که جنبش دانشجویی دچار آن شده است یافت؟
به نظر می رسد یکی از راههای باقی مانده، ائتلاف مجدد اصلاح طلبان خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی و ایجاد امکان حمایت های همه جانبه متقابل میان این دو گروه اصلاح طلب در داخل و خارج از دانشگاه باشد.
در حالیکه نمی توان کتمان کرد که حمایت و پشتیبانی اصلاح طلبان داخل حکومت در سال های اخیر آن چیزی نبوده است که بتواند جنبش دانشجویی را برای تعامل با آنها اقناع کند در عین حال بخشی از جنبش دانشجویی نیز در مجموعه تحکیم وحدت فراتر از امکانات عملی و شدنی در کشور تئوری پردازی نمودند و عملا اثر گذاری این مجموعه نسبت به گذشته افول قابل توجهی داشت و نتیجه تقریبا آن شد که مد نظر تمامیت خواهان بود گرچه با ابزاری خشونت بار و با انواع و اقسام فشارها به تشکل ها و دانشجویان سیاسی به دست آمد.
اینک و در زمان حال از دست دادن فرصت تعامل همه جانبه اصلاح طلبان چه در داخل دانشگاه و چه بیرون آن مطلوب نیست و ثمربخشی حرکت های دانشجویی زمانی ملموس خواهد بود که با بازنگری در برنامه ها امکان نزدیکتر شدن به گروهها و احزاب اصلاح طلب فراهم شود. (البته نشانه های روشنی از این رویداد خصوصا پس از برخورد با دانشجویان پلی تکنیک مشاهده شد.)
افراد شاخص جریانات مختلف اصلاح طلب نیز بایستی از تمام فرصت ها برای گفتگو و تعامل با دانشجویان استفاده کنند و خصوصا در شرایطی که جنبش دانشجویی بیش از پیش در معرض فشار قرار گرفته و با دانشجویان فعال سیاسی به شکل های مختلف برخورد می شود حمایت گسترده تر و موثرتری از آنها به عمل آورند تا شاید زخمهایی که در این سال ها بر پیکره جنبش دانشجویی نشسته است اندکی التیام یابد و امکان تعامل و مفاهمه تمامی نیروهای اصلاح طلب برای حرکت قوی تر و پیش برد جریان اصلاحات در کشورمان فراهم شود.